تذکر : خانم ها نخوانند!
یک) نمی توانند! خب نمی توانند،بله واقعاً نمی توانند در کاری مربوط بهشان نیست دخالت نکنند. اگر الان یک تصویر ماهواره ای از تمام کامپیوترهای در سراسردنیا داشته باشیم، خیل عظیم زنان کنجکاو را می بینیم که نفس زنان خود را رسانده اند پشت مانیتورهایشان و در حال خواندن این مطلب هستند. خانم عزیز! وقتی می گوییم خانمها نخوانند، دلیل دارد...باشد عیبی ندارد، اگر جنبه اش را داری، بخوان.
10 داستان خیلی کوتاه 1- جوجه ها سر سفره ناهار گفتند:« آخرش کبدمون از کار می افته، چرا باید هر روز ناهار و شام تخم مرغ بخوریم و حتی یک بار هم یک ناهار درست و حسابی نداشته باشیم؟!»، خروس سرش را پایین انداخت، در چشمان مرغ اشک جمع شد و به فکر فرو رفت، آنها فردا ناهار مرغ داشتند. |
اگر روزی با یک انسان غار نشین برخورد کردید که از عصر حجر آمده، حواستان باشد که همان اول راجه به تلفن همراه و موشکهای فضایی چیزی به او نگویید! برای اینکه او حرفهای شما را باور کند، باید ابتدا او را از اختراع چرخ واین جور چیزها مطلع کنید وکم کم در رابطه با وسایل نقلیه و استفاده از حیوانات در صنعت(!) سر صحبت را باز کنید. سپس به او ایده ساخت وسایل مکانیکی پیچیده را بدهید و به تدریج فکر او را به سمت استفاده از گاز و وسایل گازی سوق دهید وقتی مطمئن شدید که ذهن او آمادگی برق را دارد، وسایل برقی مختلف را به او معرفی کنید وبعد او را با انواع تلفنها آشنا کنید. موقعی که او حاضر شد سوار اتومبیل شما شود،می توانید قضیه هواپیما وموشکهای فضایی را برای او توضیح دهید. چند سال بعد، مجبورید کاپیوتر را هم وارد زندگی او کنید وهنگامی که کار با اینترت را به خوبی یاد گرفت....
رهره آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته وپیوسته رود
رضا شیرازی