تو باید چشمهای سبز داشته باشی

تو باید چشمهای سبز داشته باشی

سلام امیدوارم خوب باشید اخه من چی بگم بی معرفتا لااقل چند تا نظر بدید تا دل منم خوش باشه که دارم اینجا فعالیت میکنم

 

هرروز به پست خانه می رفتم. آن جا همه مرا میشناختند و میدانستند که منتظر نامه ی تو هستم ، به همین خاطر بود که وقتی چشمشان به من می افتاد ، دست از کار میکشیدند و اظهار تاسف میکردند که هنوز نامه ات نرسیده است.
رفته رفته اتفاقی که نباید می افتاد ،افتاد . تو در پست خانه مشهور شدی . حالا دیگر ماههاست که به پست خانه نمیروم چرا که پست چی ها ندیده عاشقت شده اند و مطمئنم اگر نامه ای هم بفرستی به دست من نمی رسد .
آن ها هر روز به خانه من می آیند و از شکل و شمایل تو میپرسند و اصرار میکنند که برایشان از تو بگویم . دوست دارند هر روز چیزهای تازه ای از تو بدانند اما من دیگر گفتنی ها را درباره تو گفته ام و حرف ناگفته ای درباره ی تو ندارم .
با این همه تا آنها رویاهایشان را از دست ندهند باز حتی به دروغ هم که شده از تو میگویم و دیگر در گفته های من رنگ چشمانت تغییر یافته ، نامت عوض شده و قد کشیده تر شده ای.خلاصه اینکه با شکل تازه ات بیچاره ام کرده ای.حالا تو باید آن باشی که آنها میخواهند .
حالا باید تو تغییر کنی . لعنتی! تو باید چشمهای سبز داشته باشی.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد